تبریک و تشکر

کسب مقام قهرمانی جهان توسط پهلوانان کشتی ایران را به همه ملت ایران تبریک گفته از مربیان زحمت کش آنها تشکر می کنم پاینده باشی ای ایران.


تبریک به ملت ایران و مردم مازندران(جویبار)

در شب نورانی ولادت امام هشتم , مدال طلای حسن رحیمی و رضا یزدانی (پلنگ مازندران) کام ملت ایران را شیرین تر کرد  و پرچم عزیز کشورمان را دو بار در این شب به اهتزاز در آمد و سرود ملی ایران نواخته شد.آفرین بر شما پهلوانان و مربیانتان که همیشه دل مردم ایران را شاد می کنید.

کتاب مفاتیح ‌الحیاة اثر آیت‌الله جوادی آملی

خواندن کتاب ارزشمند مفاتیح ‌الحیاة اثر آیت‌الله جوادی آملی را به همه دانش آموزان و همکاران فرهنگی پیشنهاد می کنم.برای تهیه کتاب در گرگان به کتاب فروشی شهید حقانی میدان وحدت مراجعه کنید.

ادامه نوشته

شهيد ترور

به بهانه برگزاری اولين كنگره مردمي ۱۷ هزار شهيد ترور كشور در تهران یادی از دو شهید ترور در گرگان دارم.شهیدمحمد آقایی نژاد 10 ساله و دانش آموز محل شهادت خیابان سرخواجه روبروی مسجد علوی سال 60وشهیدغلامرضا ویزواری 26 ساله محل شهادت فلکه کاخ سال 60 که محل شهادت هردو عزیز را دیدم .همچنین یادی هم از شهید مزاری در زاهدان کنم او نیز یگانه زمان خود بود .یاد شان گرامی باد.

شوکا

امروز ساعت 10 صبح بطرف شمسک حرکت کردم تا در مسیر عکس بگیرم هوا خوب بود،در بین راه به یک گروه که در حال برگشتن بودن برخوردم که آقای عسکری هم بود گفت ما ساعت 4 آمدیم و یکی از همراهانشان آدرس چشمه را گفت.به مسیر ادامه دادم و به مرتع رسیدم آتش روشن کردم و چای آماده کردم و بعدش به طرف چشمه حرکت کردم که در بین درختان متوجه حیوانی شدم فکر کردم شغال است ولی خیلی بزرگ بود و دم هم نداشت اصلا بفکر شوکا نیفتادم و به دیدن منظره ها و عکس گرفتن مشغول شدم و بطرف چشمه رفتم که یک مار کوچک دیدم که ازش فیلم گرفتم .برگشتم و کمی اناریجه چیدم و بطرف پایین حرکت کردم و ساعت 3 خانه بودم.

ابزار کوهنوردی

مطلب زیر را از سایت گروه کوهنوردی ایران جوان گرگان گرفتم برای دیدن به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

شمسک

امروز ساعت 2 از زیارت بطرف شمسک حرکت کردم چون قبلا مسیر را نرفته بودم به آرامی جلو رفتم مسیر جالب و راحتی بود در طول مسیر در دو جای متفاوت درختان بزرگی از ریشه در آمده بودند و مسیر را مسدود کرده بودند که می شد از زیر آنها رد شد.مسیر خیلی زیبا بود و من به سه گروه برخوردم که در حال برگشت بودند. بعد از یک ساعت به مرتع رسیدم اولین چیزی که توجه ام را جلب کرد بوته اناریجه بود که سبز و شاداب بود.کمی استراحت کردم و مقداری اناریجه چیدم و یک زنگ هم زدم به خونه و آرام برگشتم.خیلی خوب بود شاید بدلیل این بود که هوا ابری بود و گرم نبود.